که اگر بگویندت " بی اصالت" بمیری بهتر است !
راست می گفت بنده ی خدا . بهتر نیست که اصالتمان را نگه داریم تااینکه بهتر شود بمیریم یک وقتی؟
* از علی عزیز به خاطر ثبت وبلاگ و همه ی بچه هایی که اومدنو فحش دادنو احساساتی شدنو گریه کردنو خندیدنو اینا ... تشکرو قدرانیو معذرت خواهیو از این حرفا به عمل می آید ...
** تصمیم داشتم که روی وبلاگ نویسی را برای همیشه ببوسم و بگذارمش یک جای دلم . اما حالا که نه من می توانم فراموشتان کنم نه شما ، پس به زودی با عنوانی جدید برمی گردم ... ها ؟
لطفا جاهای خالی را پر کنید
پرده دیجیتالی منزلت را رفرش میکنم... چرا پشت آن آینه کار گذاشته ای؟...
توکه سر کار نمیگذاشتی... توکه بیمعرفت نبودی؟
مثل قبل تر ها رفرش میکنم ولی چشمم توی چشم یکی توی آینه میافتد که تو نیستی...
کاش فقد یکبارش تو آنطرف پرده بودی تا با یک دنیا غصه بهت بگم خیلی نامردی...
هر چند دندانهای آبیت را نشان میدادی و میگفتی: پ چی فک کردی؟ نامردم دیگه... اصن یه وضی...
دلخوری از کسی؟ از چیزی؟ درگیری؟ اصلن سالمی؟ خلاصه این نه رسم رفاقت است نه مادری...
دلتنگم
دلتنگتم ای که فرا تر از غریبی و آشنائی هستی
دلتنگتم چنان که نان امروز را به خاطرات دیروزت فروختم...و چه معامله سود آوری بود
دلتنگتم آنقدر که دیگر در این دل نمیگنجد هیچ چیز, هر چقدر ریز!
دلم تنگ توست به تنگی راههائی که برای یافتن تو پیش روی من است...
کاش دل را هم مثل کفش قالب میزدند...
چرا همیشه طلبکاریم؟
طرف دکانی دارد و یک شاگرد
مدام با این یک فقره کارگر خود درگیر است, که این کمکاری میکند دزد است هیز است ال است و بل
هیشکی هم پیدا نمیشه بش بگه آقا جون اگه بده ردش کن بره یه خوبشو بیار اگرم بش بگن میگه کارگر خوب کجابود؟...
اون یکی رئیس یه موسسه هست
نصف شب از خونش از طریق سیستم مدار بستش کارگرا رو می پاد نکنه یه دقه بشینن....
از نظر این بابا هم ملت و زیر دستاش همه اوضاشون درامه ولی چاره ای نیس...
دیگری مدیر یه تیم فوتباله با زیر مجموعش مجل داره
رئیس سایته...
همینجور بگیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر برو ...
بد کافیه یه مدیر دولتی درجه یک یا درجه 10 یه جای این مملکت یه اشتباهی کنه یا اینکه تخم مرغ 2500 بشه 3500 زمیــــــــــــــــــــــــن و زمانو به هم میدوزه که اینا مدیر نیسن, اینا الن اینا بلن
یکی نیس بگه تو خودت تو یه وجب جولانگاهت خییییلی مدیری؟
اینا چرا توجهی به کاربرد امثال و حکم ندارن وختی مثلا میگه: کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی؟...
یا مثل معروف: یه تیر تو مخ خودت خالی کن یه سوزن بزن به دیگران؟
والا بخدا
این ستاره ستاره که میگین میشه منظورتونو واضحتر بگین؟
ینی سیاره نه؟ ستاره؟
یا این ستاره یه موجود زندس؟
اگه موجود زنده هستن ایشون چطو میشه زیارتشون کرد؟
احیانا اینی نیسن که دندونای ردیف و آبیشون تو کامنتا جلب نظر میکنه؟
میشه یکی برا من روشن کنه؟
ممنون میشم
فک کنم میشم...
از وختی اینجارو زدم هی میگین ستاره...
قاصدک هان چه خبر آوردي ؟از کجا وز که خبر آوردي ؟خوش خبر باشي اما اما
گرد بام و بر من بي ثمر مي گردي . . .
انتظار خبري نيست مرا نه ز ياري نه ز ديّار دياري
برو آنجا که بود چشم و گوشي با کس
برو آنجا که تو را منتظرند
قاصدک در دلم من همه کورند و کرند . . .
دست بر دار از اين در وطن خويش غريب قاصد تجربه هاي همه تلخ با دلم مي گويد که دروغي تو، دروغ که فريبي تو، فريب !
قاصدک هان ... ولي ... آخر ... اي واي
راستي آيا جايي خبري هست هنوز
قاصدک ابرهاي همه عالم شب و روزدر دلم مي گريند . . . .